دس دسي صداش مي ياد
عزيز دلم، نازدونه ي مامان از ديشب تاريخ 6/12/91 ياد گرفته دس دسي ميكنه ماماني فدات بشه با اون دستهاي كوچولوت يكي از دستهاشو نگه ميداره و با اون يكي ميزنه روش از صداي هم كه توليد ميكنه بسيار بسيار خوشش ميياد. جيگر مامان ديشب دس دسي و سر سري و پوف كردن رو همه رو با هم قاطي كرده بود.
راستي يه مدت هم بود كه گل پسر ما به خاطر اگزوماي پوستي و خارش لثههاش بي تاب بود كه همراه شده بود با خونه تكوني ما و به خاطر همين هم من كمتر وقت كردم به سايتش سر بزنم.
اينجا ما مشغوله خونه تكوني بوديم و محمد طه هم حسابي اوضاش خراب بود كه مامان زهره يه دفعه تصميم گرفت آقا پسر رو توي سينك ظرفشويي بشوره

اينجا هم به خاطر خارش لثه انقدر گريه كرده بود كه با آقاخروسه كه توي دستش بود خوابش برد

اين شال و كلاه و بلوز شلوار رو هم مامان زهره زحمت كشيدن واسه محمد طه بافتن

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دس دسي صداش مي ياد
